مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

362

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

ولقد كانت راية العبّاس عليه السّلام - طوال أيّام كربلاء - مركوزة أمام المخيّم لتلقي الأوامر

--> - نمىگسست ؛ مگر به قتل صاحب رايت وسقوط پرچم . با توجه به اين سخنان است كه به منزلت أبو الفضل عليه السّلام وشهامت وشرف وغيرتمندى وديندارى وبزرگوارى أو پى مىبريم ؛ چرا كه امام حسين عليه السّلام در روز عاشوراء با وجود ديگر برادرانش وبا وجود افرادى از صحابه كه از أو بزرگتر به شمار مىرفتند ودر عين‌حال جانباز وايثارگر هم بودند ، پرچم را به عباس عليه السّلام سپرد . اين امر بدان خاطر انجام گرفت كه سيد الشهدا ( سلام اللّه عليه ) برادرش أبو الفضل عليه السّلام را با كفايت‌ترين فرد براي حمل لوا ، وفادارترين ، رؤف‌ترين ، فراخواننده‌ترين آنان به أصول نهضت حسينى ، پيونددهنده‌ترين آنها به خويشاونديش وحافظترين آنان از حقوق پناهندگى وباثبات‌ترين آنها در فراز ونشيب جنگ ودلاورترين آنان مشاهده مىكرد . آرى ! پرچمدار كربلا ، در اعتقاد برادرش امام ( صلوات اللّه عليه ) ، در آن موقعيت خطير همچون شير ژيان ثابت القلب وبا طمأنينه بود اين بيانى است كه به سبب تنگى قافية مىگوييم ؛ والّا شير كجا وآرامش خاطر اين قهرمان‌سالار تيزتك كجا ؟ آرى ! شايسته‌ترين تشبيه كه در شأن مقام أبو الفضل ( سلام اللّه عليه ) باشد ، آن است كه بگوييم : « أو وارث صولت وشجاعت پدرش حيدر كرار ( صلوات اللّه عليه ) بود . » مزيت ديگرى كه عباس عليه السّلام علاوة بر پرچمدارى ومبارزه با دلاوران واستقبال ضربات پيكان ونيزه وشمشير داشت ، آن بود كه وى با پريشانى ومحن بسيارى كه از نواحي متعدد بر أو وارد مىشد - همانند مشاهدهء بدنهاى پاره‌پارهء آن عزيزان خدا وتشنگى شديد خود وأهل حرم وأطفال رنجديده - مواجه بود كه هريك از آنها كافى بود تا قهرمان نبرد را به ضعف كشاند وحتّى باعث رويگرانى وفرار أو از جنگ شود ؛ اما فريادرس بني هاشم با وجود تمامى اين مصائب با شجاعت وعزم تمام با يك دست پرچم نهضت حسينى را در اهتزاز نگه مىداشت وبا دست ديگر ، با شمشير برانش ، پيك اجل را بر بالاى سر آن بدسگالان به پرواز درمىآورد . پس در اين صورت شگفت نيست كه اين پروردهء خاندان امامت ، در آن صحنهء پيكار حق وباطل ، دست به كارى زند كه عقلها را مبهوت وحيران نمايد وهمهء دليران با مشاهدهء سايهء شمشيرش ، رو به صفتانه ، گريز پيشه سازند . پاك‌پرور ، ترجمهء العباس ، / 276 - 277 اما اگر سؤال شود كه : « چرا قمر بني هاشم عليه السّلام از ديگر شهدا ديرتر به فيض شهادت نائل آمد ، ودر حالي كه نفس قدسي أو ، هر آن وى را به جانبازى وفداكارى در راه دين فرامىخواند ، چه‌گونه آن مدت را توان آورده بود ، در صورتي كه در مقابل خود ، آل اللّه را مىديد كه در مقابلش به خون مىغلتيدند ، فرياد أهل حرم را مىشنيد كه دل سنگ را آب مىكرد ، شرارت وددمنشى آن بدسگالان را ملاحظه مىكرد كه از هر سو آنان را فراگرفته بود ومظلوميّت حجّت زمان ( سلام اللّه عليه ) را با چشمانى در دربار شاهد بود ، وهريك از اين موارد كافى است تا پرچمدار كربلا لحظه‌اى از جانبازى وانتقام تأخير نورزد ؟ » بايد گفت : « اهميت موقعيت أو نزد برادرش باعث شد كه از اين اقدام بازايستد ، زيرا سيّد الشّهداء عليه السّلام بقاى أو را از ذخاير امامت وشهادتش را باعث پريشانى لشكرش مىدانست ؛ چنان‌كه خود فرمود : « إذا مضيت تفرّق عسكري ؛ اگر از دستم روى ، سپاهم از هم مىگسلد . » حتى در لحظات آخر حياتش هم به أو اجازهء نبرد نداد وتنها به وى اذن آب آوردن عنايت فرمود . پاك‌پرور ، ترجمهء العبّاس ، / 246 - 247